حسين مدرسى طباطبائى
301
برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )
از بابت حق النظاره على نقى ميرزا رقم داده و در حق من برقرار نموده است ، استدعا دارد كه فرمان صادر شود كه نواب امام ويردى ميرزا هم بدهد . از خاقان مغفور به افتخار امام ويردى ميرزا در عنوان عريضه فرمان صادر شده است كه ده تومان و پنج خروار را به موجب محضرى كه از علما در دست داشت از بابت حق النظاره در وجه او برقرار بوده كماكان مقرر فرمودند عايد سازد . * در محرم 1239 رقم از نواب امام ويردى ميرزا به امضاى رقم على نقى ميرزا و فرمان خاقان مغفور صادر شده است . * نواب سيف اللّه ميرزا در شهر جمادى الثانيهء 1271 در باب توليت و ده تومان و پنجخروار رقم امضا مرحمت فرموده ] و به اين اسناد مدعى توليت و نظارت آستانهء متبركه بود . اقل السادات حسب الامر مستندات مفصلهء ذيل را كه از سلاطين صفويه تا به حال كه نسلا بعد نسل و بطنا بعد بطن از آبا و اجداد خود به اين اقل السادات رسيده بود جميعا در حضور عالى ابراز گرديد : [ * فرمان شاه طهماسب صفوى به تاريخ شعبان 937 به شرح آنكه چون توليت آستانهء امامزاده به حق از قديم الايام الى الان تعلق به آبا و اجداد سيادت مآب . . . « 1 » داشته اكنون مقرر فرموديم كه به دستور آبا و اجداد او را متولى موقوفات آستانه دانسته ، توليت را مخصوص او شناسند . سادات عظام و دعات اسلام و كلانتران و كدخدايان و جمهور سكنهء دار الموحدين قزوين بايد كه به دستور او را متولى آستانهء مذكوره دانند و محصولات موقوفات را به مشاراليه واگذارند كه به مصرف شرعى رساند . خادمان و عملهء آن آستانه خود را به عزل او معزول و به نصب او منصوب دانند . ( در اين فرمان اسم متولى معلوم نمىشد ،
--> ( 1 ) . بياض در اصل سند حاضر .